جی دی
فناوری ، سلامت ، سینما

نقد و بررسی قسمت 9 فصل 5 سریال وایکینگ ها (vikings)

2

نقد و بررسی قسمت 9 از فصل 5 سریال وایکینگ ها (vikings) را با یک توضیح مختصر شروع می کنیم. گاها گفته می شود که این سریال بر اساس داستان واقعی است و خیلی نباید از آن ایراد گرفت ، اما این موضوع نباید دلیلی بر افت کیفیت و پوشاندن عیب ها باشد. هنر سینما این است که یک داستان تاریخی را به صورتی جذاب و هنرمندانه با استفاده از همه فنون و دانش خود و اضافه کردن عناصر دیگر به زیبایی هر چه تمام به نمایش در آورد و اگر قرار است که عین واقعیت تکرار شود بهتر است یک مستند ساخته شود تا یک فیلم.

تغییر جهت هگموند

آنچه که ما اولین بار از هگموند در این سریال دیدم یک شخصیت با صلابت و البته مرموز بود که یک جنگ جوی با عزت و شجاع نمایش می داد اما بعد از ضربه ی مفتضحانه ای که در قسمت قبل خورد، حالا می بینیم او به راحتی آیوار را رها کرده و در چرخشی مقابل او قرار گرفته است ،  معلوم نیست این اتفاق فقط به خاطر هوای نفس  او صورت گرفته و مجذوب لاگرتا شده است یا در پی این کار برنامه ای وجود دارد ، البته از طرفی هگموند همه را کافر می بیند و فرقی برایش نمی کند از این طرف و یا از آن طرف کشته شوند . باید ببینیم در این جنگ تا چه حد به لاگرتا وفادار خواهد ماند.

از سمت دیگر ، لاگرتا نیز دیگر آن فرمانروای مقتدر نیست چطور یک فرمانروا به راحتی با هر کسی رابطه نامشروع برقرار می کند؟  او فقط هگموند را در جنگ بر علیه خودش دید و چطور بعد از جنگ بدنش را به همین راحتی تقدیم او می کند ؟

رولو کجاست؟

یکی از مواردی که در فصل 5 سریال از همان اول آزار دهنده بود ، رها کردن برخی از شخصیت هاست. به صورتی که انگار نویسنده هر جا کم می آورد یکی از شخصیت های سریال را به عنوان یدکی گذاشته و بنا به نیازش وارد داستان می کند . قبلا مثالی از پیش گوی کتگات زدیم و این بار رولو است. اینکه داستان حکم می کند رولوو در این قسمت از وقایع تاریخ دلالتی نداشته باشد مورد بحث ما نیست اما حداقل هر از گاهی می شد در این 9 قسمت یک پلان کوچکی از رولو و وضعیت فعلیش  داشته باشیم تا استفاده از آن در ادامه کمی مملوس تر باشد.

همه ی این موارد به کنار چرا بدون هیچ ارتباط قبلی با پسران راگنار به همین راحتی این همه نیرو را در اختیار هیتسرک و آیوار قرار می هد. ما شاهد همراهی بیورن با رگنار و رولو در جنگ بودیم و اگر قرار بود کمکی هم بشود باید به بیورن صورت می گرفت همان طور که هیتسرک گفت مشخص است علاقه او به بیورن هنوز وجود دارد. در فصل 5 سریال وایکینگ ها هر چه جلوتر می رویم به پرسش های بی پاسخ بیشتری بر می خوریم که نویسنده سعی نمی کند به این سوالات پاسخی بدهد.

سرزمین صلح یا جنگ؟

در سرزمین آرمانی فلوکی ، درگیری و ناآرامی موج می زند و فلوکی سعی در حفظ کردن مقدسات دارد اما نزاعی که در بین مردم او رخ می دهد همه چیز را تحت شعاع قرار داده است. وایکینگ ها به خدایان خود اعتقادات زیادی دارند و آتش گرفتن معبد ثور بیانگر اتفاقات ناگواری خواهد بود که این موضوع را از چهره ی فلوکی می توان برداشت کرد و ترکیب تصاویر با تاج گذاری آلفرد بی ربط نخواهد بود.

تاج گذاری آلفرد

یکی از زیبایی های این قسمت ترکیب آتش سوزی با تاج گذاری آلفرد است که در آن معانی زیادی نهفته بود .  هنوز ما نمی دانیم چه اتفاقی رخ داد که ایثلرد تصمیم به واگذاری تخت و تاج کرد و آیا نویسنده  سعی می کند از این مسئله به سادگی بگذرد یا در ادامه داستان ، شاهد اتفاقاتی از سوی پسر بزرگ پادشاه خواهیم بود. به نظر می آید شخصیت خوبی برای کاراکتر آلفرد در نظر گرفته نشده است. این را از این جهت می گویم که سریال طوری به ما القا کرده است که آلفرد یک فرد ضعیف و همیشه بیمار بوده است اما ساختار فیزیکی بدن این آلفرد گویای این مسئله نیست.

اتفاق خوب دیگری که می توان برای قسمت آینده نوید داد یک جنگ نفس گیر دیگر است که به فاصله یک قسمت دوباره شاهد خواهیم بود و از این بابت سریال چیزی کم نگذاشته است . امید ها در بین نیرو های لاگرتا کم شده است اما نمی توان پیش بینی کرد چه کسی پیروز جنگ خواهد شد. همچنین مارگارت همسر اوبه نیز روز به روز خطرناک تر می شود و باید دید چه موقع ضربه ی خود را به لاگرتا و یا اطرافیان او وارد می کند . حال که اوبه با همسر قبلی بیورن ارتباط برقرار کرده است این خطر بیش از پیش حس می شود.

تلگرام
ممکن است شما دوست داشته باشید