جی دی
فناوری ، سلامت ، سینما

نقد و بررسی قسمت ۱۰ فصل ۵ سریال وایکینگ ها (Vikings)

27

به پایان نیمه اول فصل پنج رسیدیم و در این مطلب به نقد و بررسی قسمت ۱۰ این فصل می پردازیم.

فصل پنج سریال وایکینگ ها را باید یکی از ضعیف ترین فصل های این سریال دانست. بعد از مرگ راگنار و انتقام گرفتن پسرانش از او  یک خلاء بزرگی در سریال احساس شد و هیچ یک از شخصیت ها در ادامه نتوانستند این خلا را پر کنند. و این خلا که پر نشد هیچ ، سریال قسمت به قسمت بدتر می شد.

می توان گفت بدترین فلش بک هایی بود که تا به حالا در یک فیلم می شد مشاهده کرد.  شاید از این همه فلش بک ، یکی یا دوتا را  بتوان موجه ، منطقی  و زیبا دانست. یعنی ما ترکیبی از احساس و جنگ را مشاهده می کردیم جایی که هر کاراکتر احساس می کرد این جنگ پایان عمر او خواهد بود. اما  انگار یکدفعه همه چیز درهم شد و دیگر فلش بک ها به گذشته نبودند و ما یک سری تصاویر نامفهوم و تخیلی می دیدم . مصداق بارز این نمونه هالدان بود که سفری به کویر کرد و حتی در لحظه ای که از فلش بک برگشتیم هنوز حس این لحظه در هالدان احساس می شد و او برای لحظه ای در وسط میدان جنگ مکث کرده بود.

قبلا در نقد وبررسی قسمت ۹ گفتیم که کاراکتر آسترید یکی از کاراکتر های جذابی بود که نویسنده آن را در داستان خود از بین برد. اما دیگر این نوع مردن واقعا خنده دار بود. مردن به خاطر بچه!!؟ آیا نمی توانست به سمت لاگرتا بیاید؟ یا از پیش هارالد فرار و به ناکجا آباد می رفت. آسترید را کنار بگذاریم و در همین جا بهتر است  از لاگرتا دور نشویم و دوباره عشق یک شبه اش را گوش زد کنیم. تا جایی که حضور هگموند  آن هم فقط لحظه ای در کنار او بودن مرگ را برایش راحت تر کرده بود. همین لاگرتا دوباره در میدان جنگ به یاد عشق قدیمی خود، آسترید افتاد و الان ما از شخصیت لاگرتا با آن همه صلابت و شجاعت از اولین فصل تا کنون ، فقط یک زن هوس ران را می بینیم. واقعا چه اتفاقی برای نویسنده افتاده که به این راحتی در طول ۱۰ قسمت و بدون گذر زمان طولانی در خود فیلم ، یک لاگرتای فرمانده را تا این حد تغییر هویت می دهد.

هالدان به بیورن : تو منو به یک ماجراجویی بزرگ بردی و به من نشون دادی که زندگی چیزی بزرگتر از مبارزه برای زمین و قدرته ، برادر . و اگر من قراره امروز بمیرم پس بزار اتفاق بیفته ، من برای والاها آماده ام و زندگی به من چیزهایی رو داده ….. تو به من چیزهایی رو دادی.

اما شاید دوست داشتنی ترین قسمت جنگ آن شعر هایی بود که هارالد و برادرش قبل از جنگ می خواندند و گوشه ای از اضطراب ها و حال و هوای ورود به جنگ را به مخاطب منتقل می کرند (شاید نمونه ای از آن نوع شعر ها را در جنگ ۸ ساله دفاع مقدس شنیده باشیم).  یک مورد متفاوت دیگر که در قسمت ۱۰ مشاهده کردیم نوع جنگ بود ، آیواری که همیشه با استراتژی و نقشه می جنگید این بار  رو در رو ایستاد و با دشمن جنگید و این نوع جنگ با تعریفی که از آیوار در ذهن ما شکل گرفته بود جور در نمی آمد. اگر یادتان باشد در قسمت قبل هارالد اطمینان خود از آیوار را از دست داده بود اما باز ما دیدیم که او مانند یک سرباز (کسی که قصد پادشاهی دارد) در زیر نظر آیواری که به او دیگر اعتماد نداشت به میدان جنگ رفته است (مساله رها کردن عصا و راه رفتنش را کلا بی خیال می شویم ).جدا از  وضعیت اسف بار فلش بک ها، یک امتیاز مثبت آنها منتظر نگه داشتن بیننده برای دیدن نتیجه جنگ بود و تا یک ربع پایانی فیلم واقعا مشخص نبود که پیروز جنگ چه گروهی خواهد بود.

در رویارویی هیتسرک با اوبه و هالدان با هرالد به خوبی تفاوت شخصیت ها نمایش داده شد و اوبه را عنوان یک انسان دل رحم و مهربان معرفی کرد و شاید حرف های پیش گو نیز تایید کننده این موضوع بود که اوبه قرار است یک فرمانده خوب یا همان نقش مثبت سریال وایکنیگ ها را در ادامه بازی کند.

به هر ترتیب لاگرتا و بیورن که شکست خود را می دیدند دستور به عقب نشینی دادند و من نمی دانم آیواری که هیچ رحمی ندارد چرا باید به آن ها امان بدهد هر چند الان می توان نتیجه گرفت که پیروز جنگ آیوار است ولی تصویر کوتاهی از رولو که در پایان فیلم نشان داده شد ، شاید ناجی بیورن و گروهش شود.

فلوکی یکی از شخصیت های جذاب سریال تا فصل چهار بود . اما در فصل ۵ یک نقش منفعل را بازی می کرد و به گوشه ای فیلم فرستاده شد و حال او قصد قربانی کردن خود را دارد که در این صورت یک پایان نا امید کننده دیگر از یک شخصیت جذاب سریال وایکینگ ها شاهد خواهیم بود.

در پایان می توان گفت که از قسمت ۱ تا ۸ از فصل پنج سریال به سمتی می رفت که یک جنگ بین فرزند های راگنار را ترتیب بدهد و انتظار داشتیم در قسمت های ۹ و ۱۰ این موضوع تمام شود . اما انگار نویسنده قصد دارد هنوز سریال را در این جنگ نگه دارد و ما باید چندین ماه صبر کنیم تا ببینیم پایان این جنگ به کجا خواهد رسید. شاید ۴ فصل اول توقعات ما را از این سریال خیلی بالا برده است و یا ما این سریال را خیلی بهتر از سریال هایی در این سبک همچون بازی تاج و تخت می دانسیتم  به هر حال هر چه باشد نیمه اول فصل پنج در کنار همه خوبی هایش انتظارات ما را از یک فیلم درجه یک برآورده نکرد.

نظر شما در مورد نیمه اول فصل ۵ سریال چیست؟ با ما اشتراک بگذارید.

تلگرام
ممکن است شما دوست داشته باشید